
ای همیشه مهربان سلام
ای همیشه مهربان سلامخواهش ما را اجابت نیست
گریه تا کدامین سحر
هنوز هم شربت تلخ انتظار
و هنوز هم تو در آن سوی پرده غیبت
تو از ما گمنام تر بودی شگفتا !
ما از تو غایب تر حسرتا !
تو مهربانی را از خدای خود آموختی
از ما آنچه برنیاید ؛ تو بر آوردی، مرحبا
غبار راه خستگی بر سر و رویمان ریخت . ریخت و با اشک در آمیخت .
ستارگان یک یک بر پای من می ریزند، اگر تو در بازار قلب من ؛ به آسمان، نگاه بفروشی
حُسن دیگر به خود نمی بالد ؛ خواستار دیدار توست .
یادها از یاد رفته اند بی وفایی را از آنان بگیر .
آه ، دیگر حوصله ی ما را ندارد ؛ ناله از ما می نالد و گریه، پایان خود را نگران است .
با تو باران، پیامبرِ طراوت و زندگی است. بی تو باران، هق هق آسمان است .
حضور تو که هرگز غایب نمی شود ؛ همان ظهور است و ما حضور ملیح تو را، که بهانه ی آن است
بيش از آن داریم که آسمان دارد .